تبلیغات
رمان های انیمه ی - عشق جهنمی قسمت 1
عشق جهنمی قسمت 1
دست به قلم میشم 
اول قسمتو میزارم 
امید وارم خوشتون بیاد 

نظر فراموش نشه 
راوی ریوکام
فکرم مشغول بود چرا پدر  منو فرستاد به این مدرسه 
چجور قبول کرد فرزند خونده ندیر مدرسه شم 
سرم پر بود از چرا 
زیر لب گفتم
ریوکام.اگه براش مهم بودم ک نمی فرستادتم مدرسه 
شبانه روزی وقتی قبول کرده برم حتما قبولم میکنه دختر 
خونده مدیرش  بشم هه بخیال مهم نیست هر چیه دیگه 
پدری نیست .

جلو در نگه داشت چمدونمو بر داشتم پیاده شدم 

به دختر پسر های ک داشتن از مدرسه خارج می شدن نگاه کردم 
لباس فرمی ک تن من بود تنشون بود پس مدرسه را درست امدم 
راه افتادم سمت در ورودی وارد شدم 
نگاهی به اطرافم کردم خعلی بزرگ بود از خعلی هم بیشتر 
همه از مدرسه خارج شده بودن حیاط خلوت خلوت بود 
وارد سالن ک شدم اولین قدم ک گذاشتم صدای قدمم تو سالن پخش شد 
ولی منو ترس ریوکام ازجیزی بترسه محاله 

صدای از روبه رو امد 

صدا.سلام ریوکام جان توی بلاخره امدی 

فضا تاریک بود نتونستم چهره شو ببینم 
ریوکام.سلام ببخشید شما 

صدا.مدیر مدرسه هستم 

ریوکام.پدر خوندم 

پدر خونده.اره خودمم 

ادامه داد 
پدر خونده.بیا دنبالم 

تو دفتر تاریکش نشسته بودیم 
پدر.خعلی خوش حالم ک امدی این مدرسه شبانه روزی نیست 
تو چون فرزند خوندمی اینجا می مونی 

ریوکام.اهان 

بعد کمی گپ بهم ادرس داد برم جایی گفت اونجا جای اقامت منه 
گفت خودش بعد میاد 
از دفترش خارج شدم 
زیر لب گفتم
ریوکام.هی پدر بدی نیست قابل تحمله 

یهو ...............

نظر فراموش نشه 


[ پنجشنبه 19 فروردین 1395 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ Ryokam Yukimura ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه