تبلیغات
رمان های انیمه ی - عشق جهنمی قسمت 4
عشق جهنمی قسمت 4
اینم از این قسمت 

بعد قرنی وارد می شوم 

نظر فراموش نشه 
نگام ب ریوکام ک اروم مظلوم خوابیده بود افتاد 
نمی دونم با چ فکر اینو با من هم اتاق کردن ...
هر چیه اصلا خوشم نمیاد ...
تختای جفتمون بغل دست هم بود ..
البته بغل دست بغل دستم ن ها ..
اون اون ور پنجره بود من این ور ...
بی خیال این چیزا شدم لباسا مو عوض کردم دراز کشیدم رو تختم..
مچمو گذاشتم رو پی شونیم  ب سقف خیره شدم ....
ساعت چند بود اروم سرمو بر گردوندم ساعتو دیدیم 5 
فقط یک ساعت نیسم وقت خواب دارم ...
اصلا چرا این دختر نصف شب امده...
اوف بخیال ...
چشمامو بستم ب ثاتیه نکشید ک خوابم برد ...
......
با صدای شکستن چیزی از خواب پریدم 
نیم خیز شدم ک چشمم ب ریوکام ک پخش زمین بود افتاد
کامل نشستم رو تخت ...
نگاش چر خید سمتم ...
نگاهامون تو هم گره خورد ...
تو چشمای ابیش غرق شده بودم ...
چشمای شفاف و نافذ ...
ب خودش امد عین جت از جاش بلند شد رفت بیرون ...
نگاهم ب گلدون شکست افتاد ...
حتما امده از جاش پاشه سرش گیج رفته ..
........
صبحانمو خوردم حاظر شدم از خونه زدم بیرون ...
همین جور داشتم بسمت کلاس نیرفتم ک دختری با عشوه ی گفت 
_:زرو جان اقای مدیر کارتون دارن 
با قیافه سردم برگشتم سمتش  .....
عوقم گرفت از حرکت حالت وایستادنش ...
با لحن سردی گفتم : الان میرم پیشش
حس کردم ناراحت شد اخه بق کرد ..ههه حقشه
دو تقه ب در زدم وارد شدم ...
ریوکام کنار میز مدیر واستاده بود ک با صدای در برگشت سمتم ...
لباس فرم تنش بود تو دستشم بازو بندی ک من دارم بود 
پس معلومه بد بخت شدم 
یار کمکیم ریوکامه
هاروکا:امدی زرو جان 
زرو:بله بفرماید 
رفتم جلو پیش میز مدیر واستادم 
هاروکا:زرو ریوکام کمک تو میکنه یعنی اونم مثل تو دانش اموزان شب از روز
جدا میکنه اصول کار تو مدرسه هم بهش بگو و اصول کار خودتم بگو 
زرو:ایشون می تونن بر بیان ..
پرید وسط حرفم
هارو کا:بله می تونه چون جنگیدنم بلده 
ریوکام:مگ میدون جنگه 
هاروکا:بعدا متوجه می شی 
حا لا هم می تونین برین 
ریوکام بازو بندو دستش کردم با من ب سمت در خروجی راه افتاد 
از در در امدیم هر دومون غیر ارادی برگشتیم سمت همو ب هم خیره شدیم 
ب خودشو امد نگاهشو دزدید 
ریوکام:بیاید الان چیکار کنم ؟؟؟
زرو : دنبال من بیا 
راه افتادم جلو جشم بهت زدش ب سمت در خروجی رفتم 
صدای فدم های ارومش از پشت سر شنیده می شد 
ب نظر می رسید فاصله ی چندانی با من نداره ...
و از طرفی صدای ....





[ چهارشنبه 9 تیر 1395 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ Ryokam Yukimura ] [ کامنت های برو بکس () ]

نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه